تصاویر لو رفته از فیلم زیورک به کارگردانی مهدی میرزایی ...

جازموریان

فیلم زیورک

فیلم( زیوَرَک) ساخته جدید مهدی میرزایی کارگردان و هنرمند جنوبی اهل تمگران می باشد که قرار است چند وقت دیگر پخش شود.
نویسنده و کارگردان فیلم زیورک را  مهدی میرزایی ،تهیه کننده سید رائد امیری تهرانی ،صدا و تدوین حجت دهقان و تصویربردار این فیلم را مهدی میرزایی بر عهده دارد. در ادامه می توانید عکاس های از این فیلم را که انتشار یافته را با هم ببینیم .

ادامه مطلب

مرد رودباری و دختر بازرگان ...

رودبارجنوب

مرد رودباری و دختر بازرگان

قصه و افسانه قدیم‌ترین میراث فرهنگی بشر است. با مطالعة قصه‌ها و افسانه‌های ملل می‌توان دربارة اندیشه و گفتار مردم اطلاعاتی کسب کرد. آن زمان در می‌یابیم که چگونه می‌اندیشند و با رویدادهای تلخ و شیرین زندگی چگونه روبه‌رو می‌شوند. اگرچه ممکن است خود مردم از نفوذی که این قصه‌ها روی آن‌ها داشته بی‌خبر باشند، ولی در هر حال قصه‌ها با مهم‌ترین وسیلة آموزش و پرورش بوده‌اند. ادامه مطلب رو بخونید
ادامه مطلب

خاطره انگیزترین خاطرها....

خاطرات

پچیل کردن

هیچ گاه فراموش نخواهم کرد خاطره آن روز ها را  ؛ صبح پگاه که بیدار می شدم مادر نشسته بود بر درگاه دوار و افتاده بود به کار ورز دادن خمیر . کار خمیر که تمام می شد چایی شیرین می کرد و نانی در آن تلیت می کرد و  صبحانه ای می ساخت برای من و به راهم می کرد تا بروم به دبستان . و خود چیلکی بر می داشت و می رفت به جنگل برای دار . زنگ دوم از پاتل شاکهای کلاس کپری ننه را می دیدم که گوشه های روسری سیاه کودری اش را چهار لا گذاشته روی سرش و کوهی از هیزم نهاده بر آن . زنگ که می خورد گشنه تر از همیشه به خانه می رسیدم  . بی بی نبات و خاله مه دیم و ننه را می دیدم کنار تنور . بی بی چانه می گرفت و می گذاشت لای سهره ، خاله مه دیم تنک می کرد و می گذاشت روی نون بند و ننه که ایستاده بود کنار تنور به چسباندن  . سر در تنور می برد و خمیری می چسباند ، سر که بر می آورد نانی در دست داشت برشته چون قرص خورشید . پای تنور که می رسیدم سلام می کردم و همه چه مهربانانه جوابم می دادند . ننه از کوه داری که صبح از صحرا آورده بود چکوتی بر می داشت  ، گوشه ای از نان را که نازکتر بود و برشته تر بود  جدا می کرد ، چکوت را چونان نیزه ای از وسطش می گذراند و دو طرف چکوت را می داد دست من . که مبادا دست های نازک کودکانه بسوزند و می گفت " سگده ی چکوم بهم "   به ادامه مطلب رجوع کنید

ادامه مطلب

طایفه من سرتر است...

شهر زهکلوت

طوائف زهکلوت

امروز مدرسه، بین من و دوستام بخاطر اینکه هرکی بگه طایفه من سرتر و بهتر از بقیه طایفه هاست دعوای لفظی رخ داد.
من  گمان می کردم که فقط طایفه من از همه بالاتر و قدرتمندتر است، ولی انگاری بقیه هم همین فکر رو راجع به طایفه خودشون داشتند.
به هر حال اومدم خونه و از پدرم پرسیدم که...



ادامه مطلب

کنترل نرم افزار پاورپوینت با استفاده از گوشی با یه ترفند ساده ...

اموزش

OfficeRemote

خوب سلام به همه دوستان و بازدیدکنندگان عزیز، امروز یه پست می خوام بزارم که به نظرم بیشتر از همه به درد دانشجوها می خوره  بخصوص بچه های که عشق ارائه و سخنرانی دارند. برا ارائه کارشناسی ارشد خودم از این روش ساده استفاده کردم جالبه با این که ارائه ام چندان خوب نبود اما استاد و همکلاسیام خیلی خوششون اومد ، حیفم اومد برا شما عزیزان هم این رو نگم .... ادامه مطلب